دست نوشته های یک دختر بچه !!

من و شیدا


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

می ترسم

از آفتاب می ترسم 

از سایه ای که به دنبالم می آید 

از تو، از خودم می ترسم

از تمام راههایی که پیش رو داریم 

از خواستن هایم می ترسم

می ترسم حتی از بودن یا که رفتن

.................................. می ترسم


تاریخ ارسال: یکشنبه 9 آبان ماه سال 1389 | نویسنده: شیدا | چاپ مطلب 24 نظر

۴۰

چشمامو بستم

از کنارم که رد شدی بوی تنت حال و هوامو بهم ریخت . . .

کمرم خم شد . . .

دوباره راه افتادم

صدای قدمهات پشت سرم توانمو برید . . .

به خاک افتادم . . .

دستمو دراز کرد تا دستم بگیریو . . . 

اما لگدی جانانه نثارم کردی !

تاریخ ارسال: دوشنبه 3 آبان ماه سال 1389 | نویسنده: من | چاپ مطلب 7 نظر

39

شاید بدون تو بمیرم 

اما 

به دست تو مردن دردناک تر است .

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 مهر ماه سال 1389 | نویسنده: من | چاپ مطلب 12 نظر

38

از رفتن به ایستگاه اتوبوس می ترسم .

دیگه از این خیابون و درختای بزرگ و سبزش ، جوی آبش ، سکوتش می ترسم .

دو شب قبل ، وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدم تمام چراغهای اون اطراف خاموش شد . 

امشب شبه سومه ... 



تاریخ ارسال: سه شنبه 20 مهر ماه سال 1389 | نویسنده: من | چاپ مطلب 18 نظر

۳۷

رویاهایم رنگ خود را باخته اند . هر آنچه می بینم سیاه و سفید است .

تاریخ ارسال: پنجشنبه 15 مهر ماه سال 1389 | نویسنده: من | چاپ مطلب 6 نظر